X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تبار مردمان آذری بر پایۀ شاخص های ژنتیکی

پنج‌شنبه 13 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:00 ق.ظ
نوشته زیر حاصل تحقیقات یکی از پژوهشگران در حوزه تاریخ ایران و ژنتیک می باشد که در آن سعی شده است به زبان ساده و غیر تخصصی تا جای ممکن در مورد نژاد و نژادشناسی در ایران و آذربایجان سخن گفته شود. از آن جا هویت نژادی نیز یکی از هویت های متنوع جوامع انسانی است و بعضا مشاهده می شود که عده ای سودجو و سواتفاده گر با آمیختن مفهوم ترکیت و آذریت در صدد اند در میان مردم کشور شکاف ایجاد کنند مناسب دیدم این مقاله را در اختیار خوانندگان این وبلاگ قرار دهم_سیاوش دادگر



تبار مردمان آذری بر پایۀ شاخص های ژنتیکی

 

سورنا فیروزی- کارشناس ارشد ژنتیک


معیارها نژادی شامل چه پارامترهایی اند و چگونه به وجود آمده اند؟


برای بررسی این مورد ابتدا لازم است تا مختصری از مسیر خروج انسان اندیشمند نوینHomo Sapiens Sapiens)) از آفریقا و مهاجرت وی به شرق آسیا و در نتیجه، تغییراتی را که در آن مناطق دچار شد، بیان نماییم. در حدود 100 هزارسال پیش گروهی بزرگ از نخستین انسانهای اندیشمند نوین( نیاکان امروزی ما که از نظر ریخت سناسی و آناتومیک کاملاً مشابه ما بوده اند)، از مسیر دریای سرخ و صحرای سینا وارد سرزمین های آسیای غربی شدند.این گروه که همگی سیاه پوست بودند( زیرا شرایط آب و هوایی آفریقا – خاستگاه پیدایش انسان – به گونه ای بوده که نخستین انسان اندیشمند نوین ایجاد شده به صورت سیاه پوست باشد تا از اثرات مخرب و سرطان زای تابش شدید آفتاب در قارۀ مذکور در امان باشد)، وارد فلات ایران شده و برای مدتی در آن ساکن شدند. سپس دسته ای از این مردمان فلات ایران را ترک گفته و از مسیر هند به مناطق آسیای جنوب خاوری رهسپار شدند.



آن گروه نیز که در فلات ایران باقی ماندند به دو دسته تقسیم شدند:
1– یک دسته در حدود 4 هزار سال قبل از طریق منطقۀ آناتولی و تنکۀ داردانل به سوی اروپا رهسپار شد.
2- دستۀ دیگر نیز به سمت مناطق آسیای مرکزی، واقع در شمال خاوری فلات ایران حرکت نمود.
در کنار دو دسته ای که توضیح داده شد،گروهی را که از طریق دریای سرخ وارد شبه جزیرۀ عربستان شدند و نیز آن دسته انسان هایی را که در آفریقا باقی ماندند نباید فراموش کرد.
اما گروهی که به سمت سرزمین های جنوب شرق آسیا حرکت نمود، خود نیز به دو دسته تقسیم شد:
1 - گروهی که وارد جزایر قارۀ اقیانوسیه ( نظیر استرالیل، تاسمانی و زلاندنو ) شدند. 2- گروهی که در آسیای جنوب شرق باقی ماندند. 


ویژگی های زردپوستان:


دستۀ اخیر ( ساکنان جنوب آسیای خاوری)با گذر زمان چند ده هزارساله به علت برخورد با آب و هوایی تقریباً متفاوت با شرایط نخستین خود در آفریقا، جهت سازگاری با محیط جدید خود دچار تغییراتی گشتند که به این صورت بود:رنگ پوست آن ها روشن تر شد. اما از آنجایی که ویژگی های سیاهپوستی آنان تفاوت هایی کرده و دیگر از نوع آفریقایی تبار نبود، بلکه مبدل به صفات جدیدی با عنوان بومیان سیاهپوست شرقی شده بود( مثل پر مو شدن بدن و بلند شدن ریش).این روشن شدن رنگ پوست به جای حرکت به سمت رنگ سفید، به سمت حالت تیره تری رفت که از آن به عنوان رنگ پوست زرد نام می برند.
پس از مدتی گروهی از مردمان زرد پوست آسیای جنوب شرقی، به نواحی شمالی تر( مرکز و شرق چین کنونی) مهاجرت نمودند.در نتیجه با گذر زمان چندین هزارساله، متحمل تغییرات دیگری نیز شدند که عبارت بود از:روشن تر شدن رنگ پوست به علت کاهش زاویۀ تابش آفتاب،صاف تر شدن حالت مو( نسبت به حالت موی فر دار سیاه پوستان ونیمه صاف زردپوستان جنوب.) و کدر شدن سطح پوست بدن.
در کنار این تغییرات، دگرگونی دیگری نیز در این مردمان به وجود آمده بود که ریشه در زمانی داشت که هنوز در سرزمین های جنوب شرقی آسیا می زیستند. تغذیه این مردمان نسبت به آنچه که در آفریقا مصرف می نمودند تفاوت کرده بود.در سرزمین نوین این مردمان از موادی تغذیه می کردند که تا حد زیادی سخت و سفت بوده و در نتیجه با گذر زمان و پیدایش چندین نسل، نیروی انتخاب طبیعی و فشار تکامل جهت سازگاری این مردمان با شرایط جدید موجب شد تا استخوان های گونه این افراد رشد کند. و بنابراین خصوصیت ویژه ای را به وجود آوردند که امروزه آن را در افراد زردپوست مشاهده می کنیم:
گونه های برجسته.
تغییر دیگری که در مهاجرین مذکور روی داد، تغییر شکل ابعاد جمجمه بود.فرم جمجمه سیاه پوستان مزوسفال و میان سری است. این مسئله را می توان از طریق فرمول زیر به دست آورد:
100 : ( طول سر / عرض سر)
چنانچه عدد حاصل بیشتر از 6/ 80 به دست آید، فرد یا نژاد مورد نظر پهن سر( براکی سفالیک)، بین 78 تا 6/80 ، میان سر و کمتر از 9/75 باریک سر یا دلیکو سفالیک خواهد بود.
با پیدایش نژاد زرد جنوبی از مهاجرین سیاه پوست شرقی، شکل جمجمه به صورت براکی سفال یا پهن سر درآمد. این ویژگی همچنان در زردپوستان در زردپوستان مهاجر به مناطق مرکزی نیز باقی ماند.
اما مهاجرت دوباره گروهی از زردپوستان مرکزی به نواحی شمالی تر( منچوری) باعث شد تا این مردمان در شرایط کاملاً متفاوتی از نظر اقلیمی قرار گیرند. زیستن در آب و هوای سخت بیابانی و پیچیدۀ ناحیۀ ذکر شده باعث شد تا مرز جمجمۀ این مردمان به علت کارکرد بیشتر مغز جهت سازگار شدن با محیط ودوام در آن، به شکل مزو سفال و گهگاه در موارد اندک، دلیکو سفال درآید.
از میزان برجستگی لب ها کاسته شده و موها کاملاً صاف تر گردید.

چشم های بادامی زرد پوستان: همچنین جهت حفاظت چشم ها در برابر وزش بادهای پر از شن در تابستان و نیز انعکاس نور خورشید در اثر برخورد با برف و یخ در زمستان این منطقۀ بیابانی موجب شد تا طبیعت و قانون فشار تکامل حاکم بر آن، چین پلک بالایی این مردمان رشد کند و به این صورت، اپی کانتوس یا آنچه اصطلاحاً چشم بادامی خوانده می شود، ایجاد گردد.
رنگ پوست این گروه مهاجر نیز به علت کاهش زاویۀ تابش آفتاب، روشن تر شده و به صورت زرد کم رنگ( گاه رویه کبودی) و یا حتی متمایل به سفید پیدایش یابد.
* * *
بر این اساس و با توجه به اسناد ذکر شده پیرامون خاستگاه ابتدایی ترکان،این مردمان بایستی چهره هایی مشابه مغولان داشته باشند. این مسئله را تمامی یافته های باستان شناسی نیز تأیید می کند. نظیر گزارش های ایرانیان از هپتالیان ترک، و یا تندیس ها و نقاشی های یافت شده از ترکان اویغور و سلجوق ونیز مشاهدۀ چهرۀ مردمان قرقیز و ترکمن امروزی که همگی دربردارندۀ صفات نژاد زرد شمالی می باشند... .

رنگ پوست این گروه مهاجر نیز به علت کاهش زاویۀ تابش آفتاب، روشن تر شده و به صورت زرد کم رنگ( گاه رویه کبودی) و یا حتی متمایل به سفید پیدایش یابد.
* * *
بر این اساس و با توجه به اسناد ذکر شده پیرامون خاستگاه ابتدایی ترکان،این مردمان بایستی چهره هایی مشابه مغولان داشته باشند. این مسئله را تمامی یافته های باستان شناسی نیز تأیید می کند. نظیر گزارش های ایرانیان از هپتالیان ترک، و یا تندیس ها و نقاشی های یافت شده از ترکان اویغور و سلجوق ونیز مشاهدۀ چهرۀ مردمان قرقیز و ترکمن امروزی که همگی دربردارندۀ صفات نژاد زرد شمالی می باشند... .


ویژگی های نژاد ایرانی:


پیشتر بیان شد که گروهی از مهاجرین وارد شده به فلات ایران به سمت سرزمین های آسیای مرکزی حرکت نمودند. این رخداد که در حدود بازه ی زمانی 7000- 4000 سال پیش به وقوع پیوست،موجب شد تا این مردمان در شرایطی از آب و هوا قرار بگیرند که کاملاً با آنچه بر گروه مهاجر به شرق تحمیل شده بود تفاوت داشت. از جمله آنکه سرزمین جدید مهاجرین آسیای میانه در فصل تابستان دربردارندۀ چراگاه های خرم و مراتع سرسبز بود و این در حالی بود که در زمستان تمامی این سرزمین ها زیر پوشش برف می رفت.
کاهش زاویۀ آفتاب نسبت به مناطق سابق موجب شد تا رنگ پوست این مردمان به شدت روشن شود و از آن جا که صفات نخستین این مردمان ، سیاه آفریقایی یا غربی (عدم تغییر به سیاه شرقی) بود، این پدیدۀ روشن شدن به صورتی پیش رفت که امروزه از آن با عنوان سفید پوستی یاد می کنیم. به عبارت دیگر کاهش رنگیزه های ملانینی پوست به علت شدت کم تابش آفتاب به حدی بود که پس از گذر چندهزار سال رنگ پوست این افراد به بی رنگی متمایل گردید و در نتیجه نمایان شدن برخی پارامترها و ویژگی های بدن نظیر رنگ خون موجود در سرخرگ ها، این پوست متمایل به رنگ صورتی یا در واقع سفید صورتی رنگ شد. (روشن ترین حالت ممکن در پوست که دارای کمترین میزان رنگیزه های ملانینی در حالت طبیعی بدن است.)
همچنین اسکان طولانی مدت این مردمان در منطقۀ مزبور سبب شد تا از میزان رنگیزه های مو و چشم نیز کاسته شود و بنابراین هر دو صفت یاد شده در نژاد در حال تشکیل مورد بحث، روشن گردند.
تبار مردمان آذری بر پایۀ ویژگی های ظاهری: 


بر پایۀ توضیحاتی که پیرامون خصوصیات و صفات نژادی ترکان و آریایی ها رائه شد،می توان مردمان آذربایجان را بررسی کرد.آنچه امروز به وضوح مشاهده می کنیم، این مسئله است که در میان این افراد، هیچ یک از صفات زردپوستان شمالی نظیر چشمان بادامی(اپی کانتوس)،پوست زرد روشن،گونه های برجسته و غیره که از بارزترین مشخصات ترکان بوده است دیده نمی شود.مواردی که تمامی آن ها در سایر گروه های ترک تبار و زرد شمالی نظیر قرقیز، قزاق، ازبک، و از همه مهمتر ترکمن های اوغوز (غز)که هنوز نام ریشه و تبار خود را به همراه دارند، مشاهده شده است.

اما در مقابل،تمام ویژگی های نژادهای سفید همانند،چشمان درشت،پوست سفید،سر دلیکو سفال و گونه های غیر برجسته در آذربایجانی ها نظاره می شود.از طرف دیگر بر پایۀ قوانین حاکم بر دانش وراثت و ژنتیک می دانیم که کلیۀ صفات نژاد زرد بر سفید غالب است. این بدان معنا خواهد بود که اگر یک فرد ترکمن با ظاهر مغولی،با یک فرد سفید پوست و روشن موی آریایی آمیزش نماید، فرزند حاصله چهره ای متمایل به نژاد زرد را خواهد داشت.
بر این اساس، حتی اگر این ادعا را مطرح نمایند که در اثر اختلاف نژادی،ویژگی های ظاهری دچار دگرگونی شده است، این دگرگونی ها باید مشمول مردمان آریایی می شد نه ترکان زردپوست چشم بادامی.به عبارت دیگر اگر سفیدپوستان در آذربایجان با ترکان زردپوست درمی آمیختند،نشانه های نژاد زرد در نسل های بعدی غالب می شد.
بنابراین ترک تبار بودن مردمان آذری از دید صفات نژادی کاملاً مردود بوده و بر عکس کلّیه مدارک و شواهد، دال بر آریایی بودن این مردمان کهن می باشد.
اما اکنون به بررسی دو نمونه معتبر پژوهش های علمی پیرامون ژنتیک مردمان این منطقه می پردازیم.

الف)تیم دانشگاه کمبریج:


پژوهش هایی که در طی این 6سال اخیر( از سال 2000 تا 2006 میلادی )توسط یک تیم تحقیقاتی از سوی دانشگاه کمبریج صورت گرفت،نشان داد که نه تنها کلیۀ تیره های ایرانی( اعم از بلوچ، کرد، لر، پارسی، آذری و غیره)از نظر مادری با هم خویشاوند و از یک تبار می باشند، بلکه حتی مردمان کشور ترکیه نیز ترک نژاد نیستند. به عبارت دیگر بر پایۀ این پژوهش های دقیق علمی که بر پایۀ بارزترین دستاوردهای دانش ژنتیک صورت گرفتند ثابت نمودند که مردمان ساکن در کشور کنونی ایران همگی آریایی نژادند و اگر برخی از آنان به زبان های غیر آریایی،مثل ترکی صحبت می کنند،به علت سلطۀ چند صد سالۀ ترکان مهاجم و متجاوز بر منطقۀ مذکور بوده است.بنابراین زبان هرگز معیار تعریف نژاد یک گروه نیست.
پژوهش های
دکتر اشرفیان بناب نشان داد که آذری های ایران هیچ گونه مشابهت خاصی از نظر مارکرها یا شاخص های DNA مادری یا mtDNA نظیر FST با ترکان ساکن در آناتولی(چند درصد ترک واقعی کشور ترکیه)و یا ترکان ساکن در اروپا( نظیر گروه هایی از مردمان بلغارستان و مجارستان) ندارد.
بلکه بر عکس
Fst و سایر صفات ژنتیکی آن ها همانند MRca همسان با دیگر تیره های ایرانی می باشد.
برای اینکه کمی بهتر درک کنیم که چرا تیم پژوهشی کمبریج،
DNAمادری را به جای DNA پدری مورد بررسی قرار داد،باید گفت در طول تاریخ، هر گاه ارتش یک کشور بر سرزمینی دست می یافت، مردان فاتح بر زنان مغلوب دست درازی می نموده و به این صورت، فرزند حاصل از نظر پدری، دودمان بیگانه را دارا می شده اما وراثت مادری وی همچنان حفظ می گشت. بنابراین اگر شما خط ژنوم مادری در طی نسل ها را دنبال کنید،حتی اگر در طول تاریخ یک ملّت بارها به زنان آن ملت یورش برده شده باشد، باز هم این خطّ وراثت مادری دست نخورده به فرزند منتقل خواهد شد.بر این اساس مشابهت DNA مادری مردمان آذری با سایر تیره های ایرانی این مسئله را روشن کرد که آذری ها نیز همانند سایر ایرانیان دارای تباری آریایی بوده اند.همچنین باید اشاره کرد که تیم دکتر بناب حتی اعلام نمود که ترکمن های ساکن در ایران نیز از نظر مادری ایرانی بوده و بنابراین علّت زردپوستی بودن چهره های آنان، آمیختگی نیاکان مادریشان با متجاوزان ترک زردپوست می باشد.
ب)تیم موسسۀ ژنتیک عمومی فافیلوف :

پژوهش هایی که موسسۀ ژنتیک عمومی فافیلوف Vavilof از آکادمی علمی روسیه انجام داد، مشخص نمود که مردمان آذربایجان به دو نظر توزیع فراوانی شاخص های خونی ( نظیر Kell -Chellano , Lewis , -E , P , Rhesus - D , - C, MN, ABO) و همچنین بیوشیمیایی ( نظیر HP, ACP1, ESD, GLO1, 6PGD, TF, C'3, GC, PGM1) کاملاً مشابه وضعیت موجود در پارسیان، کردها،قفقازی ها و تاجیک ها هستند که این مورد نیز به نوبۀ خود روشن گر یکسانی تبار تمامی تیره های نامبرده شده و در نتیجه آریایی بودن آنان می باشد.

برآمد:

ما هنوز اسناد بی شماری داریم مبنی بر آنکه تا همین چند سدۀ قبل، زبان برخی نقاط آذرپادگان هنوز پهلوی بوده و علی رغم فشارهای وارده، مردمان متمدن آریایی آذری، همچنان زبان با اصالت خودشان را حفظ نموده بودند.( مانند اظهارات اولیا چلبی، پژوهشگر دولت عثمانی در سدۀ هفدهم میلادی که از رواج زبان پهلوی در میان مردمان مراغه و نخجوان یاد کرده بود.)
همچنین گزارش های متنوع و متعدد مورخان کهن نظیر استرابو، استخری، مقدّسی، مسعودی، ابن ندیم، تبری، یعقوبی و دیگران پیرامون رواج زبان های آریایی مثل پارسی در میان مردمان آذری به دورۀ خود از دیگر مدارک غیر قابل انکار پیرامون زبان شایع میان آذری های آریایی تبار در سده های دور می باشند.
در کنار موارد ذکر شده مشاهدۀ بسیاری از مناطقی که هنوز نام هایی با ریشۀ زبان پارسی دارند ( همانند گنجه، باکو، تبریز و یا حتی اردبیل ) همگی دال بر رواج زبان پارسی در سده های پیش در این منطقه می باشند. و یا آنکه کلّیه فرهیختگان آذری نظیر شمس تبریزی، قطران تبریزی، نظامی گنجوی و یا خاقانی همگی آثار خود را چه در دوران پیش از یورش ترکان و چه در دوران استیلای متجاوزان زردپوست یاد شده به زبان آریایی پارسی نگاشته اند.
تمامی این موارد نشان دهندۀ وجود تبار و فرهنگ آریایی میان مردمان کهن و متمدن آذری می باشند که باید از آنها در جهت دفاع از ارزش های ملّی به طور پیوسته یاد کرد.منابع و توضیحات تکمیلی در کتاب «تبارشناسی انسانی» (زیر چاپ) ثبت شده اند.

متن خلاصه شده

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo