X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بررسی گفته های به اصطلاح تئوریسین تجزیه طلبان(داوود توران)

دوشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 12:28 ب.ظ

از قضا سرکه انگبین صفرا فزود

سیاوش دادگر

نیروها و عناصر قوم گرای پان ترک همواره ادعا می کنند که در چارچوب تمامیت ارضی کشور به مبارزه مدنی می پردازند و خواستار حقوقی مساوی! با غیره هستند. ممکن است برخی از این عناصر نیز همین ایده در ذهن خود به طور واقعی داشته باشد و خواستار تامین به زعم خود یکسری حقوق در چارچوب کشور ایران باشد، اما مسئله این جاست که تصمیم گیرندگان این نوع گروه ها کسان دیگر و در جاهای دیگری هستند که در زمان خود مسیر تحولات را می توانند آن گونه که خود می خواهند پیش ببرند.

پان ترکیست ها نه در پی احقاق حقوق شهروندی هستند، نه به دنبال زبان مادری و نه فدرالیسم. قومیت گرایی ترک در ایران به گونه ای هدایت می شود که فقط و فقط در نیم قرن آینده به سوی تجزیه ایران زمین حرکت بکند. این حرکت هر چند که امروز ضعیف، فاقد اندیشه و کم طرفدار است ولی در 50 سال آینده ممکن است برنامه های دیگری برایش ریخته شود و تحولات دیگری در انتظار ما باشد.

آن چه در ذیل خواهد آمد مصاحبه ی فردی است به نام داوود توران که ظاهرا از توجیه کنندگان خارجی قومیت گرایان ترک است. وی ایرانی نیست و احتمالا شهروند باکو یا ترکیه است. گفتگوی او با سایت ایران گلوبال پیرامون مسائل ایران روشنفگر خط و مسیر پان ترکیست هاست. وی در این گفتگو آشکارا بیان می دارد که زبان مادری و فدرالیسم دست آویزی بیش نیست و هدف تجزیه ایران است.

بخش های سرخ رنگ شده ، جملاتی هستند که می تواند ذهن ما را نسبت به خط سیر اصلی پان ترکیست ها روشن سازد. در این جا بد نیست خواندن این جملات را به حضرات روشنفکر مآب به ویژه در طیف چپ که اذعان می کنند باید برخی حقوق را برای این جماعت به رسمین شناخت و اگر چنان نشود، عواقبی در انتظار ما خواهد بود.  روشنفکران چپ با خواندن این جملات که از زبان یک بیگانه ی ضد ایرانی و در حقیقت ضد آذربایجانی بیان شده است،بهتر می توانند درک کنند که داستان قومیت گرایی به ویژه قبیله گرایی ترکی از چه قراری است و فدرالیسم و هویت سازی برای کشور چه عواقبی می تواند داشته باشد.

گفتگو با داوود توران

داود توران، جامعه‌شناس و مدیر سایت تحقیقات اجتماعی - فرهنگی آذربایجان - ترکیه

 

 

 

1_ بنظر شما ،آیا در ایران مشکل تبعیض ملی _ فرهنگی وجود دارد؟ و یا به عبارتی دیگر، آیا ما مشکلی بنام مسئله ملی _ قومی و اتنیکی _ فرهنگی در ایران داریم؟ اگر آری چگونه و اگر خیر چرا؟


با نگاهی کوتاه به تاریخ معاصر جامعه ایران، وجود چنین مشکلی به آشکارا دیده می شود. از زمان ورود به مدرنیته و ساخت ملت واحد این مشکل بوجود آمده و در برهه های از تاریخ هم بعنوان یک بحران اجتماعی و سیاسی خود را نشان داده است. بحث مسئله ملی- قومی و اتنیکی- فرهنگی از لحاظ جامعه شناسی یکی از مباحث اساسی می باشد که ما این واقعه را در جامعه ایران می توانیم مشاهده کنیم. بعنوان مثال شما تصور کنید که در جامعه گروهی بزرگ از تحصیل به زبان مادری خود محروم می باشند. این خود یکی از ابتدایی ترین تبعیض ها می باشد.

این مشکل قبل از انقلاب بصورت آشکارا از طرف حاکمیت بوجود آمد. زیر شعار « زبان واحد، پرچم واحد، دولت واحد» .اقوام دیگر تابع سیاستهای آسیمیلاسیون گردید و اولین مشکلات تبعیض ملی- فرهنگی در دوران پهلوی اول خود را نشان داد. این سیاستها در دوران بعد از انقلاب هم به اشکال متفاوت ادامه یافت و امروزه ما شاهد مشکل تبعیض ملی _ فرهنگی در ایران هستیم.


2_ آیا در صورت حاکم شدن یک حکومت دمکراتیک در ایران فردا و برقراری حقوق شهروندی در کشور؛ مشکلات اتنیکی – ملی ما قابل حل هستند؟ اگر پاسختان منفی ، چرا؟


مشکل جامعه ایران فقط دموکراسی نمی باشد، بلکه ما با نوعی مشکل فرهنگی برخوردار هستیم. که این مشکل فرهنگی هم نوعی مسئله ملی _ قومی و اتنیکی _ فرهنگی را بوجود می آورد. مشکلات اتینکی_ ملی تنها مربوط به مسئله حاکمیت نیست، بلکه وابسته به متغیرهای موجود در جامعه هم می باشد. مثلا گروههایی هستند که با اینکه در حاکمیت قرار ندارند، و مدافع دموکراسی در ایران می باشند با احیای احقاق حقوق اقوام مخالف هستند. ما در جامعه ایران با نوعی نهادینه نشدن دموکراسی مواجه هستیم که این هم تنها با تغییر حاکمیت قابل حل نمی باشد. اگر در جامعه ایران شهروندان نتوانند، احترام به حقوق همدیگر را رعایت کنند، این مشکل هستی خود را ادامه خواهد داد و در اینده نه چندان دور با روشهای دیگری قابل حل خواهد بود.

 

3_ آیا تقسیمات کشوری بر اساس اقوام و مناطق اتنیکی وهمچنین تدریس زبان مادری در مدارس کشور، می تواند قدمی در جهت حل مشکلات ملی – قومی در ایران باشد؟


تقسیمات کشوری بر اساس اقوام و مناطق اتنیکی و همچنین تدریس زبان مادری در مدارس ایران، می تواند اولین قدم برای حل مشکلات ملی_ قومی در ایران باشد. اما اگر حل این مشکل را منوط به این دو اصل محدود کنیم، باز این مشکل در شکلهای دیگر خود را نشان خواهد داد. بایستی نخست یکی از ابتدایی ترین حقوق انسانی که همان تحصیل به زبان مادری می باشد، تامین شود و در گام های بعدی هم خواستهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برآورده شود. تا تامین همه جانبه این خواسته ها که بیشترشان هم خواسته های معقول برای شهروندان جوامع امروزی می باشد، مشکلات ملی_ قومی ادامه خواهد داشت. اما با گام برداشتن در جهت حل این مشکلات و برآورده ساختن قسمتی از این خواسته ها هم راه حلها برای مشکلات بعدی به حداقل می رسد و هم بجای خشونت که در برخی از حرکتهای ائتنیکی ایران وجود دارد، کم می شود.

4-به نظر شما چه رابطه‌ای می تواند میان جنبش سبز و جنبش های اتنیکی در سراسر ایران به وجود آید؟
از بدو تولد جنبش سبز، رابطه اش با جنبشهای ملل غیر فارس ایران رابطه ای بر پایه اعتماد دو طرفه نبود.  تنها یکی از نامزدهای منسوب به این جنبش در تبلیعات خود روی این موضوع اهمیت زیادی قائل شد. اما نامزد اصلی یعنی آقای موسوی روی این مسئله توجه بیشتری نکرد. نتیجه این بی توجهی هم بیرون ماندن دیگر اقوام در این جنبش شد. البته ملل غیر فارس در ایران بنا به شرایط تاریخی و امروزی خود به دلایل مختلفی در این جنبش شرکت نکردند. اما مسئله اصلی این است که جنبش سبز ایران نتوانست پلی ما بین خواسته های دموکراتیک خود و خواسته های جریانهای هویت طلبی موجود در ایران ایجاد کند. مسئله دیگر هم در جدا ماندن این جریانها از همدیگر، تلاش بعضی از گروههای موجود در جنبش سبز ایران بود که در پی این بودند که به این حرکت رنگ و بوی ملی گرایی ایرانی دهند.



 
5_ نظر شما در باره سیستم فدرال چیست؟ آیا سیستم فدرال تضمینی برای تمامیت ارضی ایران فرد است و یا منجر به تجزیه کشور خواهد شد؟.


سیستم فدارال یکی از راه کارهای اساسی برای حل مسئله قومی- ائتنیکی کشورها می باشد. اما این سیستم تنها راه حل برای این مشکل نیست. در اینجا یکی از سئوالات اصلی این است که آیا ما مبنا را بر حفظ تمامیت ارضی قرار می دهیم یا اینکه سعادت و حقوق شهروندی انسانها در درجه اول برای ما مهم است؟ ما باید از فوبی تجزیه کشور رها شویم تا اینکه برای حل این مشکل گام برداریم. سیستم فدرال اگر بتواند تضمین کننده حقوق، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی اقوام تشکیل دهنده آن کشور باشد می تواند جوابگو باشد. در غیر اینصورت این سیستم نمی تواند حقوق اساسی این ملل را تامین کنند. بایستی به اقوام ساکن در ایران این حق را داد که در باره آینده خود حق تعیین سرنوشت داشته باشند. با محدود کردن حل این مشکل در چارچوب تمامیت ارضی ایران، ما در داخل یک بن بست قرار می گیریم که حل مسئله ائتنیکی- قومی در ایران با مشکلات لاینحل مواجه خواهد ساخت.



-
تنطیم پرسش ها توسط کیانوش توکلی


سایت ایران گلوبال

 

الف] داوود توران در جواب سوال 2 می گوید:

«مشکل جامعه ایران فقط دموکراسی نمی باشد، بلکه ما با نوعی مشکل فرهنگی برخوردار هستیم. ما در جامعه ایران با نوعی نهادینه نشدن دموکراسی مواجه هستیم که این هم تنها با تغییر حاکمیت قابل حل نمی باشد. اگر در جامعه ایران شهروندان نتوانند، احترام به حقوق همدیگر را رعایت کنند، این مشکل هستی خود را ادامه خواهد داد و در اینده نه چندان دور با روشهای دیگری قابل حل خواهد بود.»

 

این فرد می خواهد به هر قیمتی که شد و به زبان بی زبانی بگوید که حتی اگر روزگاری در ایران حکومتی بر پا شود که مورد نظر اپوزیسیون است و حکومت بخواهد ، حتی در آن صورت نیز قومیت گرایان راضی نخواهند بود. دلیل این موضوع این است که هیچ کشور دموکراتیک و آزادی در دنیا و هیچ مدل دموکراتیکی که شرایط فرهنگی و تاریخی اش مشابه ایران است، حاضر نیست به آشفتگی های قومی دامن بزند و در کشور ده ها نوع مدرسه با زبان های مختلف راه اندازی کند و نسلی ترتبیت نماید که زبان همدیگر را نمی فهمند.

از آنجا حکومت متبوع خود این فرد یعنی احتمالا ترکیه یا باکو نیز زبان های غیر ترکی را در رسانه های عمومی و مدارس اش ممنوه کرده است و اقلیت های تالش و ارمنی در جمهوری به اصطلاح آذربایجان حق حیات ندارند، و هم چنین بیش از 15 میلیون کرد در ترکیه انکار می شوند، آقای توران عزیز به خوبی نمی داند که در قالب یک دولت مدرن و ملی نمیتوان چنین شطحیاتی را پیاده نمود از آن رو سعی دارد بگوید که بهتر است به روش های دیگر (مثلا تجزیه ایران و جنگ خانمان برانداز داخلی) متوسل شد.

 

ب] داوود توران در پاسخ به سوال 3 می گوید:

     بایستی نخست یکی از ابتدایی ترین حقوق انسانی که همان تحصیل به زبان مادری می باشد ، تامین شود و در گام های بعدی هم خواستهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برآورده شود.

این سطر به روشنی بیان کننده این موضوع است که اگر فردا ما برای این عده زبان مادری را رسمی کردیم و آنچه آن را حقوق مدنی می خوانند! دادیم، به همین مقدار راضی نخواهند شد و خواسته های دیگری را تا الی ماشاالله مطالبه خواهند کرد که خط پایان آن تجزیه طلبی است که در سطور پایین به آن هم اشاره خواهد شد.

تجزیه طلبان می خواهند گام به گام پیش روند. ابتدا مسئله زبان مادری، سپس در گام های بعدی خواسته های سیاسی و اجتماعی که خدا می داند چه باشد... .

ج) به این جملات دقت کنید:

در اینجا یکی از سئوالات اصلی این است که آیا ما مبنا را بر حفظ تمامیت ارضی قرار می دهیم یا اینکه سعادت و حقوق شهروندی انسانها در درجه اول برای ما مهم است؟

 ما باید از فوبی تجزیه کشور رها شویم تا اینکه برای حل این مشکل گام برداریم.

 سیستم فدرال اگر بتواند تضمین کننده حقوق، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی اقوام تشکیل دهنده آن کشور باشد می تواند جوابگو باشد. در غیر اینصورت این سیستم نمی تواند حقوق اساسی این ملل را تامین کنند. با محدود کردن حل این مشکل در چارچوب تمامیت ارضی ایران، ما در داخل یک بن بست قرار می گیریم که حل مسئله ائتنیکی- قومی در ایران با مشکلات لاینحل مواجه خواهد ساخت.

 

در هیچ جای جهان و در هیچ سیستم حقوق و سیاسی ، حقوق شهروندی در تقابل با تمامیت ارضی و استقلال کشور قرار نمی گیرد. ولی پان ترکیست ها به عمد این موضوع را متعارض با هم قرار می دهند. در این صورت انگلستان باید در ایرلند و اسپانیا در باسک و کاتالان واکنش های دیگری می داشت.

سطور پایانی اصلا نیازی به توضیح ندارد. نیت پان ترکیست ها کاملا مشخص است. آن ها با بهانه حقوق مدنی شروع می کنند و با تجزیه ایران تمام. همه کسانی که دم از فعالیت در چارچوب قوانین ایران، فعالیت مدنی، قانونی اصول 15 و 19 می زنند، دروغ گویانی بیش نیستند که سعی می کنند فعالیت های خود را مشروع و قانونی جلوه دهند و با یکسری الفاظ خود را جامعه بقبولانند.

 

در پایان می خواهم یاد اور شوم که خداوند مکر کافران را به خودشان بر می گرداند. پان ترکیست های ترکیه نزدیک به یک سده است که آرزوی متلاشی شدن ایران را می کنند، در این راه کوشش و هزینه می دهند. بودجه های دولتی و خصوصی و طرحهای بزرگ راه می اندازند، در مقابل خودشان دچار مشکلی حاد تر شده اند. جنگ مسلحانه بیش از 20 سال است که جنوب شرق ترکیه را فرا گرفته است. دولت در مناطق کرد نشین قابلیت چندانی ندارد. کردها هر روز امتیازات بیشتری از آنکارا می خواهند و نیروهای نظامی ترکیه و حتی غیر نظامیان در در گیری با کردها کشته می شوند. ایران بدون اینکه ریالی از طرف ایران هزینه شود ترکیه خود در حال فروپاشی است.

امثال داوود توران بهتر است فکری به حال درگیری های خونین اتنیک-قومی در ترکیه بکنند.

این جاست که گفته اند :

از قضا سرکه انگبین صفرا فزود

روغن بادام خشکی می فزود

 

یزدان پاک حافظ ایران است

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo