X
تبلیغات
نماشا
رایتل

نگاهی به مانیفیست جدید پان ترکیسم

پنج‌شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 08:24 ب.ظ

«مرگ بر سکولاریسم»

آیدین بزرگی

در تاریخ 9 اسفند 1389 خورشیدی مقاله ای با عنوان «اینجا جمهوری اسلامی است» در روزنامه شرق به چاپ رسید که در واقع پاسخی بود از سوی یکی از نویسندگان سالخورده ی به اصطلاح پان ترکیست ، به نامه استاد محمد بقایی از فرهیختگان و اقبال شناسان نامی کشور بنام «اینجا ایران است» که چند قبل در روزنامه شرق به چاپ رسیده بود.

استاد محمد بقایی در این نامه سرگشاده خطاب به وزیر ارشاد، از چاپ کتاب هایی که در آن مفاخر ایران از جمله علامه دهخدا،منوچهر مرتضوی،ایرج افشار و ... را هدف شنیع ترین توهین ها قرار می داد گله کرده بود و نوشته بود چگونه است که وزارت فرهنگ و ارشاد که داعیه فرهنگ پروری دارد اجازه نشر چنین کتابی را صادر می کند، حال آن که هنوز ده ها کتاب و نوشته دیگر در حوزه علوم انسانی ،شعر و ادبیات پشت درهای ممیزی مانده اند و اجازه چاپ پیدا نمی کنند.

برای آشنایی بیشتر خوانندگان با محتوای کتاب مزبور که با نام فرضیه زبان آذری و احمد کسروی ، نوشته حسین محمد زاده صدیق (دوزگون) در تهران به چاپ رسیده است برخی از عبارت های آن را در ذیل ذکر می کنیم و سپس به محتوای مقاله ی اینجا جمهوری اسلامی است، نوشته یکی از دوستان و نزدیکان محمد زاده صدیق در روزنامه شرق می پردازیم (در دفاع از محمدزاده صدیق و انتقاد از مقاله استاد بقایی ).

لازم به ذکر است که در نوشته حاضر از پرداختن به مسائل علمی و سهوهای کتاب خودداری می کنیم چرا که این موضوع خود نوشته ای جدا می طلبد. فقط به این مورد بسنده می کنیم که نویسنده ، که خود را دکتر می نامد در این کتاب از عبارت ها و بدعت های جدید و من در آوردی مانند زبان های هندو افغانی،زبان آناتولو و... به وفور استفاده کرده است که در هیچ کتاب مرجع زبان شناسایی سابقه ندارد و از آن جا که نویسنده خود سواد آکادمیک زبان شناسی را فاقد است نمی تواند مبتکر و مبدع اصطلاح های این رشته باشد و ناچار از پیروی دانشمندان زبان شناس پیشین است.

گذشته از دروغ ها و سهوهای تاریخی ، ادعاهای بدون ارجاع به ویژه نسبت دادن برخی ادعاها به هردوت بدون نام بردن از منبع ادعا(مانند بخش دوم صفحه 102)، مسائل غیر اخلاقی دیگری نیز در کتب قابل مشاهده است. برای نمونه نویسنده در صفحه 103 کتاب مطلبی را به نقل از فردی نام «دکتر حسین فیض اللهی» ذکر می کند. کسانی که در تبریز با محافل پان ترکیستی آشنا باشد می دانند که اصولا آقای فیض اللهی فاقد مدرک دانشگاهی است تا چه سد مدرک دکتری. دانسته نیست که تب دکتر و پروفسور بودن در میان این عده از چه چیزی ناشی می شود. نویسنده کتاب که ادعاهای فراوانی در زمینه دانش و ادبیات دارد، آیا مشکلات و تلاش هایی که دانشجویان و دانش پژوهان تا زمان کسب مدرک دکتری، متحمل می شوند را نمی داند و به راحتی فردی بی سواد را همسنگ کسانی قلمداد م یکند که پس از سال ها تلاش به درجه دکتری رسیده اند؟ آیا درست است که فردی که در گذشته نظافتچی  بیمارستان ... تبریز بوده است و امروز در دوران کهولت برخی ادعاهای بی سر و ته مطرح می نماید را دکتر بنامیم ؟ همه نیک می دانند که فیض اللهی وحید هیچ مدرک دانشگاهی ندارد و فقط علاقه دارد که دکتر نامیده شود و در مورد هخامنشیان مطالبی ناسزا آمیز مطرح کند.جالب است بدانید که این دکتر قلابی فرضیه ای دارد با این عنوان که کردها همگی ترک هستند و فارس ها همگی عرب و البته ارمنی ها و... هم ترک به شمار می روند و احتمالا عرب ها را هم ترک می داند و از این طریق همه مردم جهان را ترک می پندارد!! (ر.ج نوید آذربایجان شماره 115،صفحه 5). حال نوشته های فردی با این درجه از توهم و بیماری و بی سوادی یکی از منابع و رفرنس های آقای صدیق است در نتیجه وضع عمومی کتاب نیز مشخص ست. با این حال معلوم نیست که ادعای دکتر بودن خود محمد زاده صدیق نیز صحت داشته باشد یا خیر... .

نویسنده در سراسر کتاب از رضا شاه با عنوان داش رضا پالانی نام می برد و حتی یکبار نیز از عبارت های متعارف استفاده نمی کند و این خود گویای این مسئله است که کتاب چقدر بار علمی و وزین دارد!

همین طور عبارت هایی مثل کسروی بازی، تاتی بازی، تالشی بازی، هرزنی بازی ،ایرونی بازی ، آذری بازی ... در سراسر نیمه دوم کتاب موج می زند. این عبارت ها نیز گویای جنبه های علمی ! کتاب است.

محمد زاده صدیق در کنار واژه ها و عبارت های شگفت انگیز از واژه سازی های مضحک نیز غفلت نمی کند و خواننده را نا خود آگاه به تمسخر وا می دارد. وی در مورد یکی از نویسندگان که با وی دشمنی دارد می نویسد: «از آن جا که وی ادعای علمی ندارد و فقط انشایی را قلم فرسایی کرده است پاسخی را شاینده نیست».(ص 122)

به نظر می رسد دکتر ما برای اولین بار در تاریخ زبان فارسی از عبارت "شاینده" استفاده کرده است و با ترکیب شایسته و بایسته خواسته است اظهار فضلی به سبک امروزی ها داشته باشد که کار را خراب کرده است. البته تا زمان انتشار کتاب کذایی واژه شاینده متولد نشده بود و ما نیز به کمک استاد عظیم الشان با این واژه آشنا شدیم و عجیب است که نویسنده در این جا به طرف مقابلش ایراد علمی نبودن نوشته هایش را مطرح می کند، از کسی که حتی نتوانسته در سراسر کتاب اش یک صفحه علمی بنگارد، ادعای علم و دانش شنیدن خنده دار است.

نویسنده در صفحه 124 کتاب به اوج علم گرایی و ادب و دانش می رسد و میزان سواد و معرفت و فرهنگ خود را نشان می دهد. وی در مورد یک نویسنده مخالف  کار را به جایی می کشانده که به مادر وی نیز توهین جنسیتی می کند و می نویسد:

«کدام یک از پدران ما آذربایجانی ها ، نا پدری او بوده است؟ آن هم نا پدری زورکی؟» (ص 124)

ملاحظه می فرمایید که آقای محمد زاده صدیق با بالای 60 سال سن و کسی که پان ترکیست ها او را دانشمند و پیر طریقت خود می  دانند دارای چه درجه از فرهنگ و ادب و معرفت است که در کتابش که ادعای علمی بودن آن را هم دارد به یکی هم میهن و همشهری خود چگونه توهین می کند و چگونه خانواده و مادر وی را به استهزاء و فحاشی می کشاند!! اگر کسی که از وی به عنوان فرهیخته و نویسنده و تئوریسین پان ترکیست ها نام برده می شود، چنین بی ادب و بی فرهنگ است، از شاگردان وی چه انتظاری می توان داشت!!! البته چنین فحاشی های در میان محافل پان ترکیست چیز مهمی به شمار نمی رود و آنقدر برای آن ها عادی است که شاید افتخار نیز محسوب شود. ما نیز خوشحالیم که دشمنان ایران زمین از چنین انسان های کم دانش و کم فرهنگی تشکیل شده اند و خود زمینه رسوایی خود را محیا می سازند.

در صفحه 129 کتاب بسیار بسیار علمی! آقای صدیق چشممان به عبارت های دیگری نیز روشن می شود، مانند این عبارت: « در این استنتاج ابلهانه...» . دانشمند پان ترکیست به زعم خود خواسته است که دلایل یک نویسنده، که از وی نام نمی برد و فقط می گوید در هلند زندگی می کند را به چالش بکشد. چند سطر پایین تر می نویسد: «تعریف ... را به صورت ابتر یاد می کند.» می دانید که ابتر به معنی دم بریده است. ولی آیا در کدام کتاب معتبر علمی دیده اید که از چنین اصطلاح برای نقد علمی طرف مقابل استفاده شود؟!!

البته این تعداد فقط کاهی هستند از کوه توهین نامه ای که این فرد منتشر کرده است و جالب است که در وا نفسای سانسور که اشعار و رمان ها و کتاب های مختلف اجازه نشر ندارند چنین کتاب منتشر می شود و به گفته خود ناشر در گفتگوهای غیر رسمی، کتاب از سوی وزارت ارشاد همگی یکجا خریداری می شود.

نویسنده (محمد زاده صدیق) در سراسر کتاب از اسلام و مذهب و حضرت امام! سخن می گوید و کسروی و رضا شاه را از منظر بی دینی مورد حمله قرار می دهد. نویسنده ادعا می کند که «ناشر آثار امام خمینی به زبان ترکی» است و تلاش های بسیار را برای «صدور انقلاب به کشورهای ترکی زبان داشته است» به این وسیله می خواهد خود را زیر لوای اسلام ، امام و جمهوری اسلامی پنهان کند و خود را هم موضع «امام» معرفی کند. حال معلوم این که این عقیده از صمیم قلب است یا برای ساختن یک چتر حمایتی جهت تحرکات پان ترکیستی.

آقای صدیق در جوابیه ای که برای روزنامه شرق به نام یکی از هوادارانش فرستاده است نیز ماهیت ضد مردمی و ضد دموکراتیک خود را به خوبی نشان داده است. وی می گوید چون احمد کسروی انسان «با تقوا»یی نبوده است پس متسحق هر گونه افترا و فحاشی است که می توان نتیجه گرفت که همه انسان های بی تقوا و ضد اسلام چنین هستند.(معلوم نیست که آقای محمد زاده کمونیست و طرفداران آرمان سرخ نیز مستحق فحاشی است یا نه).

نویسنده در روزنامه شرق بار دیگر می خواهد از پشت سنگر جمهوری اسلامی به نویسندگان و دانشمندان ایران که عمدتا ماهیتی سکولار داشتند حمله کند.

وی می نویسد:«بدیهی است که کلیه پیروان کسروی از کارگزاران رژیم سابق بوده اند که اکنون معدوم شده اند! » ملاحظه می کنید که نویسنده می خواهد از این طریق همه مخالفان خود را برانداز معرفی نماید و اگر کسی در برابر ادعاهای ضد ایرانی وی سخنی گفت او را متهم به سلطنت طلبی نماید!

نویسنده مقاله شرق در سوابق استادش می نگارد: «ایشان مترجم آثار امام خمینی به ترکی هستند و ایشان برای صدور انقلاب اسلامی به کشورهای ترک زبان،به همراه حاج آقا دعایی هفته نامه سهند را در اطلاعات ! به صورت نشریه مستقلی به زبان ترکی منتشر کردند و در بنیاد بعثت بیش از سیصد جلد کتاب مذهبی از اصول عقاید و احکام،ترجمه قران و احادیث و... برای کشورهای ترک زبان ترجمه کردند.»

شاگرد محمد زاده صدیق در ادامه سخنانش به رشد اسلام خواهی در جمهوری آذربایجان اشاره می کند و ادعا می کند که ما این رشد را مدیون محمد زاده صدیق هستیم:

«اگر اکنون مثلا در یکی از جمهوری های ترک زبان همسایه ما اسلام خواهی رشده کرده است، ما این رشد هشتاد درصد مدیون نیم قره قلم زنی های استاد دکتر  صدیق هستیم».

البته نویسنده نگفته است که این نسبت هشتاد درصدی را چگونه اندازه گرفته است و بیان نکرده است که بیست درصد بقیه از آن کیست.

پان ترکیست دست آموز جناب صدیق در ادامه می گویند: «آن ها [در سطر بالا پان ایرانیست ها] ایران را منهای روحانیت معظم شیعه می خواهند...اما ما می دانیم که دین اسلام مبنای وحدت و برادری است». و می گوید: «روزنامه شرق می خواهد آب به آسیاب دشمنان اسلام بریزد». البته ما نمی دانستیم که پان ترکیست ها به قدری طالبان عجین شده اند که به چیزی کم تر کشتار سکولار ها و بی تقوا ها در این دنیا رضایت نمی دهند و حتی پس از مرگ نیز ناله و نفرین و تبایغات خود را از آن ها دریغ نمی کنند. البته ممکن است این اخلاق از سلطان محمود غزنوی و برخی سلاطین عثمانی به این عده رسیده باشد .

نویسنده در پایان مانیفیست پان ترکیستی اش مقاله محمد بقایی را مقاله ای سکولار و ملی گرایانه  توصیف می کند و چنین پیام می دهد که او استادش و همفکرانش مخالف سکولاریسم هستند!

با خواندن کتاب آقای محمد زاده صدیق و مقاله ای که ناشر آثار او در روزنامه شرق در دفاع از وی نگاشته است به چند نتیجه می رسیم:

1-     پان ترکیست های بعد از این حق ندارند با مظلومیت نمایی بگویند که در این حق سخن گفتن به زبان ترکی و استفاده از آن را ندارند و یا استفاده از آن ممنوع است. ناشر آقای صدیق که در مقام مدافع وی نیز می باشد در نوشته رسمی خود خطالب به وزیر ارشاد در روزنامه شرق این گونه می گوید: « ...[در جمهوری اسلامی] نوحه های جانسوز کربلا به ترکی به طور زنده پخش می شود. یا وزرات ارشاد از اول انقلاب تا کنون به بیش از سی هزار عنوان کتاب ترکی مجوز نشر داده است. یا سازمان تبلیغات اسلامی کتب متعددی به ترکی منتشر کرده است».

این سخنان نماینده رهبری معنوی پان ترکیست ها در قلب تهران نشان گر آن است که اولا آن ها از وضع موجود آذربایجانی ها در جمهوری اسلامی راضی و خشنود هستند و بر خلاف گذشته دیگر ادعای تضییع حق و حقوقی را ندارند و به شکر خدا کسی به آن ها ظلم نمی کند. دوم تلویزیون های سراسری نیز به زبان آن ها برنامه پخش می کند و از این نیز راضی هستند و از سوی دیگر اجازه استفاده از زبان ترکی را دارند و تا کنون 30000 هزار کتاب به ترکی در ایران منتشر شده است.

2-      پان ترکیست ها (یا به قول خودشان هویت طلبان) افرادی هستند به شدت مذهبی که قصد صدور انقلاب اسلامی را به بیرون از مرزها دارند. در حالی که این راهبرد امروزه از سیاست های رسمی جمهوری اسلامی خارج شده است، آن ها به مثابه کاسه های داغ تر از آش به این موضوع می پردازند.

3-      مغز متفکر و نویسنده ارشد پان ترکیست ها، یعنی آقای محمد زاده صدیق ، بر خلاف گذشته اش، امروز یکی از مریدان «حضرت امام خمینی» (رجوع کنید به کتاب و مقاله شرق) به شمار می رود تا جایی که همه آثار او را به ترکی ترجمه کرده است تا در سراسر جهان ترک مطالعه شود اما در این میان از سابقه کمونیستی آقای صدیق سخنی به میان نمی آید.

4-      آقای محمد زاده صدیق و مریدانش به شدت اسلام گرا و دشمن اسلام ستیزانی مانند احمد کسروی هستند، و بارها در کتاب و مقاله 9 اسفند ماه شرق از بی دینی و بی تقوایی پان ایرانیست ها، پیروان کسروی و امثال علامه دهخدا و... شکوه کرده و حتی خانواده و عزیزترین کسان آن ها را با این پیش فرض

5-      شایسته زشت ترین ناسزاها (حتی جنسیتی) دانسته اند. در این مورد پیشنهاد من به آقای صدیق و ناشر آثارش و کلیه پان ترکیست ها این است که هر چه سریع تر به القاعده بپیوندند. زیرا امروز به جز اعضای القاعده هیچ مسلمانی دیگری حاضر نیست که هموطنان اش را به علت تکفیر عده ای دیگر به مسلخ بفرستد.

6-      بالاخره این را هم دانستیم که آقای محمد زاده صدیق و پیروانش افرادی ضد سکولاریسم به شمار می روند، زیرا از روزنامه شرق انتقاد کرده اند که چرا یک مقاله سکولار و ملی گرایانه را به چاپ رسانده است. بگذریم از این که مقاله محمد بقایی ربطی به سکولاریسم و لائیسم نداشت ولی گویا این عده به قدری دشمن سکولاریسم هستند که حتی ذره ای از آن را بر نمی تابند. به این علت که نویسنده مقاله روزنامه شرق در دفاع از صدیق وی را شخص مهمی میان پان ترکیست ها تلقی می کند، و ادعای مرشدی برای وی دارد، به نظر می رسد همه پان ترکیست هایی که از سوی محمدزاده صدیق پرورش یافته اند افرادی ضد سکولاریسم و ضد دموکراسی هستند.

7-      نکته مهم: نظرات صدیق و دوستان آذربایجانی نمای او، هیچ ربطی به مردم آذربایجان ندارد. این ها عده ای قلیل و اقلیتی بیمار در میان آذری ها هستند. آذربایجانی های واقعی کسانی چون یحیی ذکاء، منوچهر مرتضوی (رئیس دانشگاه تبریز) و... بوده اند که در این کتاب مورد فحاشی کسی قرار گرفته اند که به صورت دو جانبه هم از توبره میل می فرمایند هم از آخور. هم از بساط جمهوری اسلامی روزی می برند و هم از کشورهایی چون ترکیه و رژیم باکو. 

8-      نویسنده این متن خود آذربایجانی است و سال هاست که در شهر زیبای ارومیه شاهد همزیستی مسلمان و ارمنی ، شیعه و سنی، آذری و کرد بوده است. آذری ها از این عده قلیل ولی پر ادعا و طبل تو خالی منزجر و گریزان هستند. آذری از این ادبیات سخیف و بی ادبانه که ناموس انسان ها را بی ارزش می انگارد و با مقدس ترین فرد برای انسان ایرانی یعنی مادر چنین سخن می گوید بیزار است. این ها وطن فروشانی هستند که هیچ گونه موفقیتی در جامعه به دست نیاوردند و از نظر علمی نیز دارای پایه ای نیستند. همه آذری ها باید این عده را از خود برانند و دور کنند.

نتیجه گیری:

آقای صدیق با توجه به سوابق گذشته اش هر چه زود تر خود را به بیمارستان روانی معرفی نماید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo